هو
از منفی سانتیگراد تنت
تا صلاة ظهر افریقای لبت
در من جاری شو
ای سرچشمه در بهشت و
جاری در جهنمان من
بسوز و دم نزن
ای رگ عریانی من
سیگارم را اتش بزن
با چشمانت
بعد
خودت را
با لبانم
بگذار تا رگهای منتهی به مخچه ات
بسوزد
پرنده های اندوهگین لانه در دوشت را
امر کن
بگریند تا باران ببارد
به باد امر کن
بوزد وبرگهای خشک را ببرد
به زیر پای عابرانی که بر تنم یادگاری نوشته اند
به
تیزی
درختی بی ریشه خواهم بود
بی پوست
بی سایه
با قطرات مجرم و فراری از سماوات
در جریانات جاری و یاغی زیر زمینی ام
جاری شو
در هر جای زمینی که بینمان میرقصد
به چشم چشمه بزن
تا دست بشورانم
با مصدر شور
مصدر درد
دووووووووووووووووود
...
از منفی سانتیگراد تنت
تا صلاة ظهر افریقای لبت
در من جاری شو
ای سرچشمه در بهشت و
جاری در جهنمان من
بسوز و دم نزن
ای رگ عریانی من
سیگارم را اتش بزن
با چشمانت
بعد
خودت را
با لبانم
بگذار تا رگهای منتهی به مخچه ات
بسوزد
پرنده های اندوهگین لانه در دوشت را
امر کن
بگریند تا باران ببارد
به باد امر کن
بوزد وبرگهای خشک را ببرد
به زیر پای عابرانی که بر تنم یادگاری نوشته اند
به
تیزی
درختی بی ریشه خواهم بود
بی پوست
بی سایه
با قطرات مجرم و فراری از سماوات
در جریانات جاری و یاغی زیر زمینی ام
جاری شو
در هر جای زمینی که بینمان میرقصد
به چشم چشمه بزن
تا دست بشورانم
با مصدر شور
مصدر درد
دووووووووووووووووود
...

