تبليغاتX
شورمستی

Entry for April 24, 2008 magnify
هل من ناصرن ینصرونی!









آآیااااااا کسی هست???

مرا از دمر تخت بردارد و




به کوچه پرتاب کند



برایم خیابانی دم طلوع نم نم بارانی سفارش دهد



بارانی ام را تنم کند و



چتر را , بی خیال





خیابان , دم طلوع نم نم باران بی خیال






ایا کسی هست??? مرا فقط ازچه وچرا و چگونه بردارد و





به همان دمر تخت, پیشتاز پست کند



از سرم بزنم بیرون و



در ماهی که هر شب در ان سرک می کشم





با دختری با چشم, مووناخنهایی با لاک قهوه ای



سر 1 استکان کمر باریک چای بحث کنم



اصلا نه از سرم نه از اتاق نزنم بیرون



پتو را انچنان بکشم روی سرم



که پام بزند بیرون



زار زار بگریم



برای دختری با چشم, مو و ناخنهایی که لاک نداشت



که خودش را با شالگردن بلندی که زمستان پارسال قرار بود برایم ببافد



از هلال ماه حلق اویز کرد



بدون انکه بحثمان سر 1 استکان کمر باریک چای به نتیجه خاصی رسیده باش.د





...



no body.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:1 توسط شورشی |
موضوع: